تبليغاتX
درباره‌ی‌احمدرضااحمدی
خبرهای‌مرتبط
پیوندهابه‌ترتیب‌الفبا
پشتیبانی‌پایگاه‌
هواي بهار و يك كتاب براي احمدرضااحمدي
 

يك غروب بهاري است. ما جمعي بسيار مهمان فروغ فرخزاد هستيم. روز دوم فروردين است، ما بنفشه‌هاي جوان را در باغچه مي‌بينيم. همه با صداي بلند حرف مي‌زنند. م.آزاد به بيژن جلالي پيله كرده كه شعر تو اجتماعي نيست، اشرافي است. بيژن جلالي معصومانه فقط گوش مي‌كند. سيروس طاهباز چون هميشه‌ي عمر خيره فقط گوش مي‌كند، چون هميشه هراس دارد كه جنجال شود. پس م.آزاد را ساكت مي‌كند. جلال خسروشاهي، بيوك مصطفوي خيره به سقف. من بايد فردا به كرمان بروم، سربازي من ادامه دارد. راستي كجا رفتند آن مهمانان بهاري؟ سرانجام در خاك خفتند. آنان با بنفشه‌ها به جهان ديگر رفتند. راستي شعر اجتماعي چه شد؟
احمدرضااحمدي-زمستان83-تهران
(ماهنامه‌ي‌سينمايي‌فيلم،شماره‌ي330،ويژه‌ي‌نوروز1384،ص10و11)

ز سايت روزنامه‌ي فرهنگ آشتي

دومين كتاب پژمان الماسي‌نيا با عنوان «عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك» به‌تازگي منتشر شده است. «عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك» -همان‌طور كه از نامش برمي‌آيد- مجموعه‌شعري عاشقانه و سرشار از فضاهاي نوستالژيك است. پشت جلد كتاب آمده است: «به‌ عادت يك عمر كه هر چيز خوبي را با هم در ميان مي‌گذاشتيم. يادت هست كه در آن دوران طولاني كشف و اعجاب، هر چيز قشنگي را كه مي‌ديديم به عشق آن بود كه با ديگري، تو با من و من با تو، در ميان بگذاريم؛ از رويش شكوفه‌ها تا كشف چشم‌هاي درشت خندان؟ در عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك، مجالي يافتم تا از همه‌ي آن‌چه دوست داشتيم بگويم...» كتاب نخست پژمان الماسي‌نيا به نام «ديگر هم‌بازي‌ات نمي‌شوم» در سال گذشته به چاپ رسيده كه شامل پنجاه و شش شعر -بيشتر- كوتاه است. «عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك» مجموعه‌ي شصت شعر است كه به تعداد هزار نسخه و توسط انتشارات گلدسته عرضه شده است. پژمان الماسي‌نيا دانش‌آموخته‌ي دانشگاه هنر اصفهان و متولّد 1363 است.
گفتني است كتاب «عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك» به احمدرضااحمدي اهدا شده است.

شعر "از شکوفه‌هاي تنت" از «عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك»:

از ديروز عصر
که به خانه‌ام مهمان بوديد
عطرهاي زيادي به‌جا مانده‌

عطر کاج
عطر اقاقيا
عطر بهارنارنج

نمي‌دانم کدام از توست

گمانم
اقاقيا...

پايگاه اختصاصي پژمان الماسي‌نيا:
http://ryra.blogfa.com

*لينك اصل خبر از سايت روزنامه‌ي فرهنگ آشتي
http://www.farhangdaily.com/page/87-12-18/farhangoadab.htm

*پايگاه درباره‌ي‌احمدرضااحمدي از اين به بعد، روزآمد خواهد شد.

 

از ناصرصفاریان درباره‌ی شعر و زندگی احمدرضااحمدی
 

احمدرضا احمدی را -بیش و پیش از هر چیز- به‌عنوان شاعر می‌شناسند.
این فیلم تلاشی‌ست برای شناخت بیش‌تر و بهتر او نه -فقط- به‌عنوان شاعر که به‌عنوان هنرمند عرصه‌های گوناگون.
او -بسیار- اهل خانواده است و خانواده-اش- را به هنر-ش- ترجیح می‌دهد. فارغ از مناسبات اخلاقی جامعه‌ -کنونی- و اخلاقیات حاکم بر فرهنگ این سرزمین، و بدون قضاوت خوبی و بدی، این یک ویژگی متمایز است که کم‌تر می‌توان سراغ گرفت.
از همین رو، وقت خوب مصائب فیلمی‌ست شکل گرفته در خانه‌ی او، و احمدرضا احمدی را در چهارچوب خانه‌اش تصویر کرده‌ایم.


برگرفته از:
یادداشتی‌ازناصرصفاریان‌برای‌انتشارلوح‌فشرده‌ی«‌وقت‌خوب‌مصائب».

 

از احمدرضااحمدی ‌درباره‌ی ‌سینمای مسعودکیمیایی
 

سينمای ايران به دو دوره تقسيم می‌شود: دوره‌ی قبل از مسعود كيميايی‌ و بعد از مسعود كيميايی‌. بعد از موفقيّت مهمّ فيلم «قيصر» كه توانست مردم را به سينما بكشاند و فروش فوق‌العاده‌ای‌ كرد، تهيّه‌كنندگان حاضر شدند به كارگردانان نسل جوان هم‌دوره‌ای‌ كيميايی‌ كار بدهند يعنی‌ داريوش مهرجويی‌، ناصر تقوايی‌ و ديگران. كيميايی‌ امروز بعد از 30 سال در مصاحبه‌ی‌ اخيرش جواب منتقدان را داد كه چرا مثل «قيصر» و «گوزن‌ها» فيلم نمی‌‌سازد.
امروز با صميمیّت و صداقت گفته است كه دوران فيلم «قيصر» و «گوزن‌ها» برای‌ من به پايان رسيده است.
به قول «سزان» نقّاش كه می‌‌گفت من تمام عمر فقط يك سيب را نقاشی‌ كردم، فيلم‌های‌ كيميايی‌ گزارشی‌ از ايّام است و اين مهمّ‌ترين نكته‌ی فيلم‌های‌ اوست. او به قول ابراهيم گلستان تنها كارگردانی‌ است كه در سينمای‌ ما با استادی‌ فراوان می‌‌تواند هنرپيشه‌ها را رهبری‌ كند.
سه يا چهار ماه وقت نمی‌‌گذارد و هنرپيشه را خسته و فرسوده نمی‌‌كند تا بتواند از او بازی‌ بگيرد هر اتّفاقی‌ كه در بازی‌ می‌‌افتد هنگام فيلم‌برداری‌ است. اگر هنرپيشه‌های‌ فيلم‌های‌ كيميايی‌ بازی‌ درخشان دارند به اين دليل است كه آن‌ها آن ديالوگ‌های‌ دلاويز را هجا می‌‌كنند و می‌‌گويند.
ديالوگ‌های‌ كيميايی‌ را هر كس كه بگويد، حتّی كسی‌ كه برای‌ اوّلين بار جلو دوربين می‌‌آيد به دليل آن زيبايی‌ و آن جلال و شكوه ديالوگ‌ها، بازی‌ خوبی ارائه خواهد داد. يادمان باشد كه كيميايی‌ در 24 فيلم سناريست خود بوده است و از كسی‌ وام نگرفته است و رمان جسدهای‌ شيشه‌ای‌ نشان می‌‌دهد كه او نويسنده‌ی‌ بزرگ و خلاقی‌ است.
من بارها گفته‌ام و باز هم می‌‌گويم در كار هنری‌‌ام كه شعر است فقط با مسعود كيميايی‌ مسابقه دارم. 40 سال است كه مدام در كنار هم بوده‌ايم حتماً و بلاشك مرگ ما را از هم جدا خواهد كرد و آرزو دارم و نمی‌‌خواهم كه مرگ او را ببينم و چهارشنبه صبح، ششم تير 1386 قرار همه‌ی‌ ما در سينماهايی‌ است كه فيلم «رئيس» را نشان می‌‌دهند؛ همه‌ی‌ ما به اين ضيافت خواهيم رفت.


برگرفته از:
«ومرگ‌‌ماراازهم‌‌جداخواهدكرد...»، یادداشت‌‌احمدرضااحمدی‌‌درروزنامه‌‌ی‌‌هم‌‌میهن، چهارشنبه6تیر86.

 

از منوچهرآتشی درباره‌ی شعر احمدرضااحمدی
 

«...شعر شاملو را نمی‌توان شعر سپيد خواند. شعر شاملو پس از پشت سر گذاردن تجربه‌های نيمايی، به نوعی به‌دنبال جايگزينی برای وزن بود که او با هوشياری آن را در نثر و نظم قرن چهارم يافت و موسيقی زبان نثری او را تدارک ديد. و اين ريتم جايگزين هم برخلاف نظر بعضی از دوستان وزن درونی نيست و آشکارا بيرونی است. امّا شعر احمدی شعر سپيد است. ويژگی منحصر به فرد احمدرضا احمدی، يلگی و رهايی‌اش از تمامی قيودی است که ممکن است به نوعی القا وزن کند...»

انگار
که من ابر را ديده بودم
مردانی که کلاه را از سر برمی‌داشتند
در جوی آب رها می‌کردند
خرامان
خرامان
دندان‌هايی از صدف داشتند


برگرفته از:
نافه، عصرپنج‌شنبه، شماره‌ی79و80، دی1383، (نقل‌به‌مضمون).

 

از بهزادخواجوات درباره‌ی شعر احمدرضااحمدی
 

«...شعر احمدی شعری شرقی است که رويه‌ای عرفانی پيش می‌گيرد تا بی‌توجّه به ماهيت و اتّفاقات جهان پيرامون به هستی هر چيز، از منظر سلوکی احساسی بنگرد. در شعر احمدرضا احمدی خواننده با وجود تعبيرات نو به نو و متراکم احساس نمی‌کند که در جاده‌ای مستقيم به پيش می‌رود، بلکه خود را در دايره‌ای چرخنده می‌بيند که در اين دايره، مثل فلک دوّار، اشيا و پديده‌های گوناگون، نو به نو می‌آيند و می‌روند. اين چرخندگی دوّار از قضا تبيين‌کننده‌ی جهان‌بينی معرفت‌مدار شاعر است که به جای برخورد عقلايی با مخاطب و سويه‌های مضمونی و روشن‌گری، بر آن است که او را در جهان دست‌چين خود غوطه دهد و با او در بی‌حرفی سخن گويد...»

پوشيده و آسان
به تو می‌پيوستم
هنگام که يک قطره باران
بر ملافه‌های کهنه می‌چکيد
و معنی دريا می‌داد...


برگرفته از:
نافه، عصرپنج‌شنبه، شماره‌ی79و80، دی1383، (نقل‌به‌مضمون).

 

از کامیارعابدی ‌درباره‌ی ‌شعر احمدرضااحمدی
 

«...شعر احمدرضا احمدی خاص است و نکته‌ی قابل تأمل این است که واحد معنایی در شعر ما مصراع، بیت و یا بند به شمار می‌آید امّا در شعر احمدرضا احمدی باید چندین شعر را خواند تا به یک ساختار معنایی رسید. در واقع شعر وی یک کلیّت است. او شاعری فرا واقعی به شمار می‌آید از همین رو، زمان و مکان به شکلی غریزی در اشعارش جاری می‌شود. در شعر احمدرضا احمدی، ریزش‌های مدام ذهنی‌ای وجود دارد که بر اساس تداعی معانی پیش می‌آید با این وجود زبان مهار نشده و به خاطر جوشش ذهنی کنار می‌رود. باید گفت احمدرضا احمدی شاعری ارجمند است که هرگز برای ادبیّات خضوع نکرده است...»


برگرفته از:
گفته‌های‌کامیارعابدی(منتقد)درنشست‌کتاب‌ماه‌ادبیّات‌وفلسفه‌باعنوان‌کارنامه‌ی‌یک‌شاعر
که‌به‌بررسی‌شعر"احمدرضااحمدی"‌اختصاص‌داشت، تیر1384، باویرایش‌وتلخیص.

 

از محمّدعلی‌سپانلو ‌درباره‌ی‌ احمدرضااحمدی
 

«...احمدرضا در زندگی شوخ‌طبع و اهل طنز است با این وجود در اشعارش اندوه وسیعی دیده می‌شود که باورش برای انسان سخت است. احمدرضا احمدی برای شعر و ادبيّات ايران يک پديده است...»


برگرفته از:
گفته‌های‌محمّدعلی‌سپانلودرنشست‌کتاب‌ماه‌ادبیّات‌وفلسفه‌باعنوان‌کارنامه‌ی‌یک‌شاعر
که‌به‌بررسی‌شعر"احمدرضااحمدی"‌اختصاص‌داشت، تیر1384، باویرایش‌وتلخیص، (نقل‌به‌مضمون).

 

از عمران‌صلاحی ‌درباره‌ی‌ احمدرضااحمدی
 

«...یکی از خوشبختی‌های من در زندگی آشنایی با احمدرضا احمدی است. او از جمله اشخاصی است که مرا به طنز گفتن تشویق کرد. احمدی به جای نقل طنز از دیگران از ذهن خود آن‌ها را می‌سازد. او دیدی طنزآمیز دارد که در غم‌انگیزترین اشعارش نیز مطرح می‌شود...»


برگرفته از:
گفته‌های‌عمران‌صلاحی‌درنشست‌کتاب‌ماه‌ادبیّات‌وفلسفه‌باعنوان‌کارنامه‌ی‌یک‌شاعر
که‌به‌بررسی‌شعر"احمدرضااحمدی"‌اختصاص‌داشت، تیر1384

 

از على‌اصغرسيّدآبادى درباره‌ی احمدرضااحمدی
 

«...احمدى بيش از ۳۵ سال براى كودكان نوشته است؛ بدون اين‌که گرفتار تكرار تجربه‌هاى ديگران شود. دنيايى كه او در داستان‌هايش آفريده است، دنياى يگانه‌ای است كه پيش از آن كسى آن را تجربه نكرده است؛ دنيایی شاعرانه كه بيش از هر چيزى تخيّل كودكانه در آن ارج دارد...»


برگرفته از:
گفته‌های‌على‌اصغرسيّدآبادى‌درمراسم‌بزرگ‌داشت‌احمدرضااحمدی
‌درباشگاه‌نویسندگان‌وهنرمندان‌، روزنامه‌ی‌ایران، شهریور1384

 

از علی‌میرزایی درباره‌ی احمدرضااحمدی
 

«...ما احمدرضا را از دو بعد می‌شناسيم؛ احمدرضا به عنوان نويسنده و شاعر كه خلق می‌کند و احمدى كه مدير فرهنگى موفّقى است...»

«...مهمّ‌ترين ويژگى احمدرضا، جداى از جوانمردى او، دوستى صادقانه‌اش است. اطراف ما هستند افرادى كه به سبب مقام يا مصالح با ما طرح دوستى می‌ريزند. اما احمدرضا دوستی‌اش مصلحتى و مادّى نيست. او با هر كس كه دوست می‌شود، صرفاً بر اساس معيارهاى دوستى است...»


برگرفته از:
گفته‌های‌علی‌میرزایی‌درمراسم‌بزرگ‌داشت‌احمدرضااحمدی
‌درباشگاه‌نویسندگان‌وهنرمندان‌، روزنامه‌ی‌ایران، شهریور1384

 

بخش‌های‌موجوددرپایگاه

copyright © all rights reserved by ahmadreza-ahmadi.blogfa.ir