![]() |
|
بهروزرسانیوانتخاب●پژمانالماسینیا
خبرهایمرتبط
پیوندهابهترتیبالفبا
آیدینآغداشلو
بهزادخواجات پژمانالماسینیا سهرابسپهری شمسلنگرودی علیرضامعتمدی فروغفرخزاد فریدونمشیری ناصرصفاریان پشتیبانیپایگاه
|
احمدرضا احمدی را -بیش و پیش از هر چیز- بهعنوان شاعر میشناسند.
سينمای ايران به دو دوره تقسيم میشود: دورهی قبل از مسعود كيميايی و بعد از مسعود كيميايی. بعد از موفقيّت مهمّ فيلم «قيصر» كه توانست مردم را به سينما بكشاند و فروش فوقالعادهای كرد، تهيّهكنندگان حاضر شدند به كارگردانان نسل جوان همدورهای كيميايی كار بدهند يعنی داريوش مهرجويی، ناصر تقوايی و ديگران. كيميايی امروز بعد از 30 سال در مصاحبهی اخيرش جواب منتقدان را داد كه چرا مثل «قيصر» و «گوزنها» فيلم نمیسازد.
«...شعر شاملو را نمیتوان شعر سپيد خواند. شعر شاملو پس از پشت سر گذاردن تجربههای نيمايی، به نوعی بهدنبال جايگزينی برای وزن بود که او با هوشياری آن را در نثر و نظم قرن چهارم يافت و موسيقی زبان نثری او را تدارک ديد. و اين ريتم جايگزين هم برخلاف نظر بعضی از دوستان وزن درونی نيست و آشکارا بيرونی است. امّا شعر احمدی شعر سپيد است. ويژگی منحصر به فرد احمدرضا احمدی، يلگی و رهايیاش از تمامی قيودی است که ممکن است به نوعی القا وزن کند...» انگار
«...شعر احمدی شعری شرقی است که رويهای عرفانی پيش میگيرد تا بیتوجّه به ماهيت و اتّفاقات جهان پيرامون به هستی هر چيز، از منظر سلوکی احساسی بنگرد. در شعر احمدرضا احمدی خواننده با وجود تعبيرات نو به نو و متراکم احساس نمیکند که در جادهای مستقيم به پيش میرود، بلکه خود را در دايرهای چرخنده میبيند که در اين دايره، مثل فلک دوّار، اشيا و پديدههای گوناگون، نو به نو میآيند و میروند. اين چرخندگی دوّار از قضا تبيينکنندهی جهانبينی معرفتمدار شاعر است که به جای برخورد عقلايی با مخاطب و سويههای مضمونی و روشنگری، بر آن است که او را در جهان دستچين خود غوطه دهد و با او در بیحرفی سخن گويد...» پوشيده و آسان
«...شعر احمدرضا احمدی خاص است و نکتهی قابل تأمل این است که واحد معنایی در شعر ما مصراع، بیت و یا بند به شمار میآید امّا در شعر احمدرضا احمدی باید چندین شعر را خواند تا به یک ساختار معنایی رسید. در واقع شعر وی یک کلیّت است. او شاعری فرا واقعی به شمار میآید از همین رو، زمان و مکان به شکلی غریزی در اشعارش جاری میشود. در شعر احمدرضا احمدی، ریزشهای مدام ذهنیای وجود دارد که بر اساس تداعی معانی پیش میآید با این وجود زبان مهار نشده و به خاطر جوشش ذهنی کنار میرود. باید گفت احمدرضا احمدی شاعری ارجمند است که هرگز برای ادبیّات خضوع نکرده است...»
«...احمدرضا در زندگی شوخطبع و اهل طنز است با این وجود در اشعارش اندوه وسیعی دیده میشود که باورش برای انسان سخت است. احمدرضا احمدی برای شعر و ادبيّات ايران يک پديده است...»
«...یکی از خوشبختیهای من در زندگی آشنایی با احمدرضا احمدی است. او از جمله اشخاصی است که مرا به طنز گفتن تشویق کرد. احمدی به جای نقل طنز از دیگران از ذهن خود آنها را میسازد. او دیدی طنزآمیز دارد که در غمانگیزترین اشعارش نیز مطرح میشود...»
«...احمدى بيش از ۳۵ سال براى كودكان نوشته است؛ بدون اينکه گرفتار تكرار تجربههاى ديگران شود. دنيايى كه او در داستانهايش آفريده است، دنياى يگانهای است كه پيش از آن كسى آن را تجربه نكرده است؛ دنيایی شاعرانه كه بيش از هر چيزى تخيّل كودكانه در آن ارج دارد...»
•«...ما احمدرضا را از دو بعد میشناسيم؛ احمدرضا به عنوان نويسنده و شاعر كه خلق میکند و احمدى كه مدير فرهنگى موفّقى است...» •«...مهمّترين ويژگى احمدرضا، جداى از جوانمردى او، دوستى صادقانهاش است. اطراف ما هستند افرادى كه به سبب مقام يا مصالح با ما طرح دوستى میريزند. اما احمدرضا دوستیاش مصلحتى و مادّى نيست. او با هر كس كه دوست میشود، صرفاً بر اساس معيارهاى دوستى است...»
•«...از كارهاى مهمّ احمدرضا اين بود كه در دوران فعّاليّتش در كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان به سال ۱۳۵۰ از تمام شاعران بهنام آن دوره مثل شاملو و اخوانثالث، اشعارى با صداى همين اساتيد ضبط كرد...» •«...با وجود اينکه احمدرضا خود جزو موج عظيم شعر نو در ايران بود و اشعارش به هيچوجه از اشعار شاعران بهنام آن دوره كم نداشت، از خود هيچ اثرى را ضبط نكرد و اين كار جوانمردى او را نشان میدهد. چرا كه اين كار توسط او انجام شده بود و آثارش از هر حيث توانا بود...»
|
بخشهایموجوددرپایگاه
|
copyright © all rights reserved by ahmadreza-ahmadi.blogfa.ir